وفادار ترین فصل خداست
حافظه ی خیس خیابان های شهر را
همیشه همراهی می کند
لعنتی، هی می بارد و می بارد…
و هر سال
عاشق تر از گذشته هایش
گونه های سرخ درختان شهر را
می بوسد و
لرزه می اندازد به اندام درختان
و چقدر دلتنگ می شوند برگ های عاشق
برای لمس تن زمین
که گاهی افتادن
نتیجه ی عشق است…

پاییز
سرد و بی رحم نیست
فقط
جسارت زمستـان را ندارد
ذره ذره زرد می کند
اندک اندک جان می سِتاند
قطره قطره می گِریاند
پاییــــز سرد نیست
نامـــهربان است
برچسب: پاییز آمد,پاییز صحرا,پاییز پدرسالار,پاییز در راه است,پائیز طلائی فریبرز لاچینی,پاییز و شعر,پائیز تنهائی,پاییز شاهرخ,پاییز اخوان ثالث,شعر پاییز,
نویسنده: ماهان میرزاپور